العلامة المجلسي
798
حياة القلوب ( فارسي )
حضرت موسى بسوى بني إسرائيل برگشت ايشان را اعلام كرد كه حق تعالى قبض روح هارون نمود وأو را به آسمان برد . بني إسرائيل گفتند : دروغ مىگوئى ، تو أو را كشتهاى براي آنكه ما أو را دوست مىداشتيم ، وأو به ما مهربان بود . پس حضرت موسى به حق تعالى شكايت كرد افتراى بني إسرائيل را نسبت به أو ، پس خدا امر فرمود ملائكة را كه هارون عليه السّلام را از آسمان فرود آوردند بر روى تختى در ميان زمين وآسمان بازداشتند تا بني إسرائيل أو را ديدند ، دانستند كه أو مرده است ، وموسى عليه السّلام أو را نكشته است « 1 » . ودر روايت ديگر وارد شده است كه هارون عليه السّلام به سخن آمد بر روى تخت وگفت كه : من مردهام وموسى مرا نكشته است « 2 » . در حديث معتبر ديگر فرمود كه : گريبان براي مردن پدر وبرادر مىتوان دريد چنانچه موسى براي مردن هارون گريبان خود را دريد « 3 » . به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه حضرت موسى عليه السّلام از حق تعالى سؤال كرد كه : پروردگارا ! برادرم هارون مرد ، أو را بيامرز . خدا به أو وحى فرستاد كه : اى موسى ! اگر سؤال كنى براي آمرزش گذشتگان وآيندگان همه را بيامرزم بغير از كشندهء حسين بن علي عليه السّلام كه البتة انتقام از كشندهء أو خواهم كشيد « 4 » . در چند حديث معتبر وحسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : چون مدت عمر حضرت موسى به آخر رسيد ، ملك موت به نزد آن حضرت آمد وگفت : السلام عليك اى كليم خدا ! موسى عليه السّلام گفت : وعليك السلام كيستى تو ؟
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 174 . ( 2 ) . كامل ابن أثير 1 / 197 . ( 3 ) . تهذيب الأحكام 8 / 325 . ( 4 ) . عيون أخبار الرضا 2 / 47 ؛ مناقب ابن المغازلي 108 ؛ فرائد السمطين 2 / 263 .